اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
133
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
از آن سبب است كه نمك طعام در اراضى به وفور باشد . چنان كه به همراهى آب باران حلّ شده و روان گردد . لهذا هر آبى كه به يكجاى در اين مملكت گرد آيد و راكد باشد ، زمين آن از نمك انباشته شود . چون زمستان گذرد ، در تابستان بخشكد و رطوبت آن زايل گردد و زمين ، نمكزار و شورهزار بماند . اگر آب دو سه سال در محلى بماند ، آن نيز شور گردد . اگر آبى كه به واسطهء بندى در تنگهء كوه يا بركهاى نگهدارى مىشود ، هر ساله به مصرف زراعت نرسد و تجديد نگردد ، آن نيز ، همين صورت را [ به خود ] گيرد . اكثر و بيشتر اراضى ايران صحارى باشند كه در زمستان ، آب آن را فرا گيرد و در تابستان به حرارت آفتاب بخشكد و سزاوار هيچگونه زراعتى نباشد . از اين قسم است صحرايى كه در جهت شرقى قم است و بيشتر از شصت فرسخ وسعت دارد . از همين قبيل است صحارى و برارى « 6 » سجستان ، كرمان و خراسان . اين بيابانها تفاوت كلى با صحراى افريقا دارند ، زيرا صحراى افريقا تمامى ريگزارست كه مطلقا چارهاى براى زراعت ندارد ، و از ابدالدهر مقدّر شده كه لميزرع بماند . امّا صحراهاى ايران ، خاك نرم و قابل زراعتى دارد و مانع زراعت ، تنها نمك مفرطى است كه بر آنها مستولى گرديده است و اين [ مشكل ] علاج دارد به تداوم شستن به وسيلهء آب باران ، و يا آبيارى تا بتوان به قدر كفايت در آن كشت كرد و به خوبى زراعت نمود . آبيارى مطلقا در زراعات مملكت ايران لازم است . هيچ كشت و زراعتى بدون آبيارى در اين مملكت نيست . گندم و كشتزارها و باغستانها و تاكستانها تمامى به اهتمام بسيار ، آبيارى مىشوند . اراضى واقع در ما بين بحرين سياه و خزر ، مثل ساير اراضى ايران نيست . قرب جوار اين دو دريا و عرض شمال بودن [ آن ] ، و جبال شامخه كه به ابرها مستور است ، موجب رطوبت زمين و اعتدال هوا مىشود ، و زمينها تمام سبز و پر از نباتات مىشود . كوهها ، درختان قوى هيكل ، از هر قبيل دارند : مانند شجرةالنبع « 7 » ، صنوبر ، ناژ ، قطران « 8 » ، زبان گنجشگ ، سرو كوهى و غيره . كمى پايينتر از كوهها و جايهايى كه كمتر ارتفاع دارند ، در آنها درختهاى ديگرى هست ؛ از قبيل زرقون ، شجرةالبق « 9 » ، گردو ، شاه بلوط ، سپيدار حور « 10 » ، بيد ، فندق و كوهنج . چون قدرى پستتر
--> ( 6 ) . برارى - جمع بريه و به معنى صحراها و خشكيهاست . ( 7 ) . شجرةالنبع - راش [ - الاش - آلاش - الوش - الش ] ؛ نام درختى از دستهء بلوطها ، ( Fagus Sylvatica ) . ( 8 ) . قطران - درخت سليمان - درخت سدر ( Galactodendron ) . ( 9 ) . شجرةالبق - نارون ( 10 ) . حور - درخت تبريزى